لغات و اصطلاحات بسیار مهم آلمانی

لغات و جملاتی که برای شروع آموزش زبان آلمانی نیاز است

Deutsch English Farsi
Hallo Hello

سلام

Guten Tag Good morning/afternoon

روز به خیر

Guten Abend Good evening

عصر به خیر

Tschüss Bye

خداحافظ

Auf Wiedersehen Goodbye

به امید دیدار

Bis bald See you soon

تا بعد

Wie geht es dir? How are you?

چطوری

die Frau (Fr.) Misses (Mrs) /Miss (Ms)

خانم

der Herr Mister (Mr.)

آقا

Danke Thank you

متشکر

Gern geschehen You‘re welcome

خواهش میکنم

Mein Name ist… My name is…

نام من هست

Ich bin… I am… من … هستم
Was kann ich für Sie tun? What can I do for you? چکار میتوانم برایتان انجام دهم

 

 

زبان آموزان عزیز باید توجه داشته باشند که زبان آلمانی را باید به صورت نوشتاری – شنیداری – صحبت کردن و تمام جنبه های زبان آلمانی را آموخت که در این وبسایت شما ویدیو ها و نکات گفتاری و نوشتاری همچنین آموزش لغات آلمانی و جملات آلمانی و افعال آلمانی گنجانده شده است را میتوانید به صورت رایگان و بدون عضویت استفاده کنید

پیروز و سربلند باشید

 

 

افراد در زبان آلمانی

پرسش و پاسخ در مورد افراد در زبان آلمانی

Persisch lernen1

زبان آموزان عزیز باید توجه داشته باشند که زبان آلمانی را باید به صورت نوشتاری – شنیداری – صحبت کردن و تمام جنبه های زبان آلمانی را آموخت که در این وبسایت شما ویدیو ها و نکات گفتاری و نوشتاری همچنین آموزش لغات آلمانی و جملات آلمانی و افعال آلمانی گنجانده شده است را میتوانید به صورت رایگان و بدون عضویت استفاده کنید

پیروز و سربلند باشید

پرسش و پاسخهای کوتاه در زبان آلمانی

چگونه سر صحبت را با افراد به زبان آلمانی باز کنیم

 

ese-pl-glossar-persisch.page4

 

1

2


زبان آموزان عزیز باید توجه داشته باشند که زبان آلمانی را باید به صورت نوشتاری – شنیداری – صحبت کردن و تمام جنبه های زبان آلمانی را آموخت که در این وبسایت شما ویدیو ها و نکات گفتاری و نوشتاری همچنین آموزش لغات آلمانی و جملات آلمانی و افعال آلمانی گنجانده شده است را میتوانید به صورت رایگان و بدون عضویت استفاده کنید

پیروز و سربلند باشید

سلام و خداحافظی در زبان آلمانی

چگونه در زبان آلمانی سلام و احوالپرسی کنیم

ese-pl-glossar-persisch.page3

 

زبان آموزان عزیز باید توجه داشته باشند که زبان آلمانی را باید به صورت نوشتاری – شنیداری – صحبت کردن و تمام جنبه های زبان آلمانی را آموخت که در این وبسایت شما ویدیو ها و نکات گفتاری و نوشتاری همچنین آموزش لغات آلمانی و جملات آلمانی و افعال آلمانی گنجانده شده است را میتوانید به صورت رایگان و بدون عضویت استفاده کنید

پیروز و سربلند باشید

Deutsch Persisch Wörter Liste – لیست لغات آلمانی

آموزش 1200 لغت و اصطلاح پر کاربرد آلمانی

لیست لغات آلمانی

Verfallsdatum تاریخ انقضاء
deine zeit ist um. وقت تو سر رسیده
ich bin dafür من موافقم
unterlagen اسناد و مدارک
seele روح
reagiert در پاسخ
machen sie sich nicht vor. خودتان را در دسترس قرار ندهید.
ergebnis نتیجه
du kannst nicht dafür شما به هر حال نمی توانید
bemühung تلاش
realitätsfremd با واقعیت
verglüht می سوزاند تا
abstürzen سقوط
Revolution انقلاب
spenden اهدا
spüre احساس
revolution انقلاب
hielt برگزار شد
verkündet اعلام
narren احمق
zuverlässig قابل اعتماد
erkenne شناختن
erfinder مخترع
investor سرمایه گذار
knoten گره
BH سینه بند
aufgeregt برانگیخته
schnauben خروپف
stöhnt ناله
krieche خزیدن
seufzt آه
realistisch aussehen نگاه واقع بینانه
sie sind nicht echt آنها واقعی نیستند
plätschert امواج
ewigkeit ابدیت
zweisamkeit باهمی
sachte با ملایمت
abgedrehtes ignorieren. چشم پوشی حواس پرت.
verdrängen سرکوب کردن
hier entlang. از این طرف.
mega riesig مگا بزرگ
das ist kein Gesicht,neben dem ich jeden morgen aufwachen will. این چهره ای نیست، در کنارمن که بخواهم هر روز صبح از خواب بیدار شوم.
ich verspreche es dir. من به شما قول می دهم.
tun sie uns ein gefallen. ما را به نفع.
lassen sie uns kurz mal alleine. اجازه دهید فقط زمانی کوتاه تنها باشیم.
verdichter کمپرسور
verdampfer اواپوراتور
progressiv مترقی
ehre افتخار
beichten اعتراف کردن
anteil سهم
flüstert زمزمه
seufzen آه
seufz آه
ungewöhnlich غیر عادی
was soll das denn bedeuten? به چه معنا است؟
was soll das denn bedeuten به چه معنا است
vorgeführt نشان
linkshänder چپ دست
heutzutage امروزه
ich ahnte nicht من تا به حال هیچ ایده
aufmerksam بدقت
علف هرز Unkraut
Sensitive حساس
frankreich فرانسه
verteidige دفاع
reklamiert شکایت
ablehnen رد کردن
unter uns gesagt. بین خودمان.
liebenswürdig مهربان
unbedingt کاملا
sie haben mich reingelegt آنها مرا فریفته است
irre دیوانه
diener بنده
könnten sie sich so anschleichen. آنها می توانند که دزدکی حرکت کردن.
stimmungsmörder قاتل طنز
ist ja kraß. بله است پرهیاهو.
tatsächlich واقعا
es dauert nicht mehr lange. آن را نمی خواهد طولانی است.
kalk اهک
reklamation شکایت
vergiften سم
روانپزشک روانپزشک
zugfedern چشمه تنش
drosselorgan عضو دریچه گاز
genießen لذت بردن
gestaltung شکل دهی
korbgestaltung طراحی سبد
steckt voller innovationen پر از نوآوری است
innovationen نوآوری
gewerbe تجارت
gewerblich تجاری
verstopft مسدود
unterbrechung انقطاع
سیاه schwarz
grundsätzlich در اصل
ansatz رویکرد
einsatzbereit آماده برای استفاده
خوش آمدید. آقای رئیس جمهور Willkommen. Mr. President
beleidigen اذیت کردن
du bist der burner شما در سوز هستید
unterkunft محل اقامت
Eheschließung عروسی
گذشته ها گذشته Bygones sein bygones
تورم Inflation
abgabe تحویل
ignorieren چشم پوشی
kapitel فصل
kapitel 1 فصل 1
frost شبنم
bücken خم شدن
ritual تشریفات
zugestellt تحویل
provision کمیسیون
ignoriert mich nicht من را نادیده بگیرد
zuckerstange آب نبات نیشکر
unangenehm ناخوشایند
هیچوقت این کار را انجام نداده ام Ich habe es nie getan
واقعا ؟ چه هیجان انگیز Wirklich? spannend
هلوی پوست کنده Pfirsich geschält
میز نهار خوری میز نهار خوری
مونث weiblich
موفق شده بود war erfolgreich
موخوره Spliss
من الان یک تجربه دارم Ich habe eine Erfahrung
مذکر männlich
ما توافق کرده بودیم Wir hatten vereinbart,
لکه Fleck
دعا کردن beten
توافق Vereinbarung
تمشک Himbeere
تا آنجا که پاهایم توان دارد Soweit meine Beine sind
بعضی جاها Einige Orte
بعضی einige
او در محل کار منتظر شماست Er wartet auf Sie bei der Arbeit
wimper مژه
werbung تبلیغات
streicheln نوازش
stolz مغرور
schämen شرمنده
Schmelzen مذاب
Reklamation شکایت
produktion تولید
Pflege مراقبت
patienten بیماران
kinn چانه
hug بغل کردن
heilig مقدس
geschlecht جنسی
fraß غذا
fondling Streicheln
erleichtert رها
aufzurufen پاسخ
aktualität حالت مناسب
Abenteuer ماجرا
Abgeordneten نمایندگان پارلمان اروپا
angestellter کارکنان
beamter رسمی
inventur پیگیری
überfällig سر رسیده
verwitwet بیوه
partei حزب
umständen موقعیت
Vermutung حدس
verhaftet بازداشت
anflehen التماس کردن به
verraten فاش کردن
antragsgegner حریف متقاضی
einwendung اعتراض
türkis فیروزه
ausgedreht معلوم شد
du musst lernen dich zu verteidigen. شما باید برای یادگیری به دفاع از خود به.
du hast meine leben gerettet. شما زندگی من را نجات داد.
das ist mein fall. این مورد من است.
fall مورد
keine ursache. این حرفها چیست؟
zauberhaft دلربا
ich bin fassungslos من حیرت زده
existiert وجود دارد
das ist echt genial که است که واقعا عالی
er hat genug durchgemacht. او از به اندازه کافی بوده است.
warum bin ich dan nicht darauf gekommt. چرا من نمی دن این واقعیت رسید.
wie kommst du darauf چگونه آن را دریافت
einwandfrei کامل
verdächtigen مظنون
Ausrüstung تجهیزات
versöhnlich آشتی جویانه
heikle موجب ناراحتی
wollte dich nicht wecken. نمی خواست به شما از خواب بیدار.
wecken بیدار کردن
ziemlich gut خیلی خوب
literatur ادبیات
kriminalität جرم
beteilige شرکت کردن
تب Fieber
لرز Schüttelfrost
ignorierst du mich شما به من چشم پوشی
لیس زدن lecken
verteidigen دفاع
bescheuerte idee ایده احمقانه
respektiert werden willst می خواهم به احترام گذاشته شود
ich kenn dich doch من می دانم شما هنوز
sieh mich an به من نگاه کن
abreißen zu lassen برای تخریب
du hast zu viel Fernsehen geguckt شما بیش از حد تلویزیون تماشا کرده ام
sei still. خفه شو.
einheit وحدت
reagieren واکنش نشان دادن
verdichtet فشرده
indiskret بی احتیاط
Entlassung اخراج
sprachlos لال
aggressive مهاجم
angenehm دلپذیر
aufmerksamkeit توجه
eingestellt werden تنظیم می شود
vermeiden جلوگیری از
nackte برهنه
väter پدران
wahrscheinlich شاید
inspektor بازرس
erschöpft خسته
Generation نسل
umwandlung تبدیل
strömungslinien خطوط جریان
armselig لاشی
ich kann nicht glauben was dass du getan hat. من نمی توانم باور آنچه شما انجام داد.
was fällt dir ist ein. چه شما فکر است.
ich kann nicht glauben was hast du getan hat. من نمی توانم باور آنچه را که شما انجام داد.
bescheuert احمق
da ist eine tote. یک مرده وجود دارد.
ich habe solche angst. من خیلی می ترسم.
solche چنین
machen sie keine mühe. هیچ مشکل.
mühe تلاش
rasen mehr چمن بیشتر
ich habe mit diese thema nicht beschäftigt. من با این موضوع پرداخته نشده است.
unterstützt پشتیبانی
umrichten هدایت
Umwandlung تبدیل
zweck هدف
ungleichnamige pole بر خلاف قطب
gleichnamige pole قطب به همین نام
saugpapier کاغذ جاذب
beläge پوشش
tangente مماس
glimmer میکا
entladen خالی
leiterwerkstoff هادی مادی
auswahl انتخاب
primär اصلی
leitend رسانا
toleranz تحمل
multiplikator افزاینده
lötanschlüsse پایانه های لحیم کاری
metallglasur لعاب فلز
reihe ردیف
einstellbar قابل تنظیم
kohleschichtWiderstand مقاومت فیلم کربن
schichtWiderstand مقاومت غشایی
festwiderstand بصورتی پایدار و محکم مقاومت
veränderbar متغیر
geringer کمتر
je همیشه
umso بیشتر
leitfähigkeit رسانایی
konstant ثابت
induktion القاء
erzeugen محصول
kern هسته
anziehung جاذبه
abstoßung رد
erzeuger تولید کننده
benötigt ضروری
tätig فعال
berufsfeld زمینه های حرفه ای
dient در خدمت
nach darauf پس از آن
unerfreuliche ناخوشایند
renovieren نو کردن
mißbraucht مورد آزار قرار گرفته
verzweif نومیدی
anständige mensch انسان مناسب و معقول
flicken تعمیر کردن
fakten حقایق
مثانه Blase
مجاری ادرار Harnwege
zulässig مجاز
zerstört نابود
werkloss از دست دادن کسب و کار
variante نوع دیگر
umbringen کشتن
sagt mir nicht was ich tun soll به من می گویند آنچه که باید انجام
riesig بزرگ
preiswerte ارزان
offiziell رسمی
korrespondieren مطابقت
klang صدا
infektion عفونت
ich habe keine interesse mehr. من هیچ علاقه ای.
hör auf damit. را متوقف کند.
gerichtsverhandlung محاکمه
autorisiert مجاز
atemgeräusche صداهای تنفسی
Orientierung گرایش
unerwartet به طور غیر منتظره
relativ نسبتا
lästig پر دردسر
ohne erfolg بدون موفقیت
hoffnungslos به طرز ناامید کننده
sensibilität حساسیت
Blutvergiftung مسمومیت خون
in Stimmung در خلق و خوی
genehmigung تصویب
du stehst meter tief in der scheisse شما در حال ایستاده متر عمق در گه
beweis es شواهد
benötigen نیازداشتن
unsichtbar مخفی
bewertung رتبه
bedauerlich قابل تاسف
ich habe dich angelogen. من به شما دروغ گفته است.
beruhige dich. آرام.
du bist in ordnung. آیا شما خوب است.
ich bitte dich. من به شما التماس.
zärtlich مهربان
ich bin sehr enttäuscht. من بسیار نا امید کرد.
mein haar fällt mir aus? موهای من در حال سقوط است از من؟
auf keinen Fall به هیچ وجه
lassen sie uns freunde bleiben. اجازه دهید ما دوستان باقی می ماند.
auf dich hört er او به شما گوش
beteilige شرکت
bedürfnisse نیازها
willigte توافق
ich habe dich erwischt. من شما را گرفتار است.
erwischt گرفتار
inspektor سرپرست
schön dass wir uns verstehen. خوب است که ما یکدیگر را درک کنند.
lass mich dir helfen. اجازه دهید به شما کمک کنم.
möglicherweise احتمالا
frostig یخ زده
du bist zurückgeblieben شما عقب مانده هستند
rückgabe بازگشت
schlau باهوش
beschäftigt مشغول
tolle sache چیز زیادی در
üblich معمول
verflucht نفرین
regeln حل و فصل
emotional احساسی
was soll das? این چیست؟
umgekehrt برعکس
locker شل
diskussion بحث
ich bin dir scheiß egal من لعنت به شما هستم
besessen غرق
alles was ich wollte. همه چیز من می خواستم.
was hast du vor? چه کار می کنید؟
neuigkeiten اخبار
unterstützung پشتیبانی
definitiv قطعا
menge مقدار
aufwändig گران
edelstahl فولاد ضد زنگ
stahl فولاد
verklebt چسبنده
wasserdichte ضد آب
giftig سمی
kaum به سختی
dicht نزدیک
ätzenden خورنده
korrosiven خورنده
hochwertige کیفیت
entsprechendem مناسب
häufigsten غالبا
dauergebrauchs قابل استفاده مجدد
dauergebrauchstemperatur دمای استفاده مداوم
folgende زیر
schlagfestigkeit قدرت دی الکتریک
druckfestigkeit مقاومت فشاری
ziffer رقم
kennziffer تعداد کد
gekennzeichnet مشخص شده اند
klassifizierungscode کد طبقه بندی
eigenschaften ویژگی های
beständigkeit مقاومت
wärmebeständigkeit مقاومت در برابر حرارت
festigkeit استحکام
betriebsmitteln منابع
serienschaltern سوئیچ سری
beispielsweise برای مثال
brauchbar مفید
zwecke اهداف
mehradrige چند هستهای
kapitel بخش
herkömmliches معمولی
verschweißendes جوش داده شده
selbstverschweißendes خود جوش
geeigneter مناسب
dauerhaft با دوام
eindeutig به وضوح
trennung جدایی
vermittelt منتقل
unzulässig. قابل پذیرش نیست.
einzeln به صورت جداگانه
zusätzliche اضافی
brennbaren قابل احتراق
bedeckt تحت پوشش
befestigt ثابت
isolierstoff عایق
mauerwerk بنایی
genormt استاندارد
aderzahl تعداد هسته
querschnitt مقطع عرضی
fernmeldeleitungen کابل های مخابراتی
harmonisierter هماهنگ
geschützt محافظت
seltener نادر
einigung توافق
angaben اطلاعات
zugang دسترسی
durchmesser قطر
eindringen نفوذ
eine karriere حرفه ای
sehr erfreut بسیار خوشحال
verfolgen دنبال
entfernung حذف
ab sofort بلافاصله
bestens خیلی خوب
stammbaum شجره نامه
geimpft واکسینه
erlauben sie اجازه می دهد
hinsichtlich با توجه به
stick arbeit قلاب دوزی
suspendiert به حالت تعلیق
bedingungen شرایط
untertauchen غوطه ور ساختن
spritzwasser چلپ چلوپ
sprühwasser اسپری آب
geneigt ist متمایل است
tropfwasser چکه
gefahre خطرات
maßnahmen اقدامات
schutzmaßnahmen هشدارها
auskunft اطلاعات
anweisung دستور العمل
verantwortlich مسئول
einwilligte رضایت
sooft هر زمان که
abermal دوباره،
gebetsstunde جلسه دعا
lud دعوت
gezwungen مجبور
zog نقل مکان کرد
bruch پارگی
neuerlichen auseinandersetzung درگیری مجدد
hölle دوزخ
وکیل Rechtsanwalt
Gewalt خشونت
gewalt خشونت
nachforschungen تحقیقات
offiziers ausweis افسر نشان
als mein kind auf die welt kam. هنگامی که کودک به دنیا آمد.
gebete نماز
sogar حتی
extrem religiös بسیار مذهبی
extrem religiöse بسیار مذهبی
extrem مفرط
ziehkind فرزند خوانده
stiefcousin نامادری، پسر عموی
Ex-mann شوهر سابق
unannehmlichkeiten ناخشنودی
religiösen مذهبی
gebückte haltung وضعیت خمیده
mager لاغر
schmal باریک
eher groß und schlanke statur نسبتا بلند و باریک و قاب
man sieht sich. بعدا شما را می بینم.
vergeben ببخش
Bitte bleib nur ein einfacher Mensch. لطفا فقط یک فرد عادی باقی بماند.
es ist aus mit dir. آن است که با شما ساخته شده است.
hinweggesehen نادیده گرفته
schämst du dich nicht? آیا شما شرمنده است؟
schämst du dich nicht آیا شما شرمنده
verlangen تقاضا
hilflos درمانده
solche gibts noch. چنین نشده است.
öffentlichkeit عمومی
kombination ترکیب
ein dritte یک سوم
gibt’s ein Problem یک مشکل وجود دارد
du siehst beschissen aus شما مانند گه نگاه کنید.
umzug در حال حرکت
aufenthalt ماندن
behörden مقامات
verfolgte دنبال
entgelt پاداش
handschelle دستبند
gefälschte جعلی
ladefläche منطقه بار
unüblich غیر معمول
ich bringe dich um. من شما را بکشند.
ist doch wahr. واقعیت است.
in begleitung همراه با
Aufenthalten باقی می ماند
drittstaat کشور سوم
herkunftsland کشور مبدا
angabe مشخصات
erforderlich مورد نیاز
eintrifft می رسد
einsetzen استفاده
künstliche beatmung تنفس مصنوعی
künstliche مصنوعی
beatmungen تهویه
brustkorb قفسه سینه
mundhöhle حفره دهان
inspektion بازرسی
atemwege راه های هوایی
schmerzreiz محرک درد
ansprechen نشانی
Reaktion عکس العمل
Bewusstlosigkeit بیهوشی
میکروب Bakterien
keimfreie ضدعفونی شده
geeignet مناسب
gegenstände اقلام
aufzählen Sie آنها لیست
aufzählen فهرست
äußerst بسیار
annäherung روش
lichtbogenbildung قوس
drehstrom سه فاز
entfernen حذف
schmelzsicherung فیوز
befreiung رهایی
verunglückt ناموفق
Retter نجات دهنده
rasch سرعت
vorschriften مقررات
grenzwert حد
sauerstoffmangel کمبود اکسیژن
sauerstoffmangels کمبود اکسیژن
sauerstoff اکسیژن
unkoordiniert ناهماهنگ
kammerflimmern فیبریلاسیون بطنی
schockwirkung اثر شوک
schock شوک
gehorchen اطاعت
krampf اسپاسم
selbsttätig اتوماتیک
beteiligt درگیر
insofern تا آنجا
wirkungen اثرات
respektiert احترام
beobachten تماشای
Ok , wir warten ab! خوب، ما در انتظار!
Ok , wir warten ab. خوب، ما در حال انتظار.
ich verzichte darauf. من خودداری کنند.
ich habe meine meinung geändert. من ذهن من را تغییر دادهاید.
merken به یاد داشته باشید
beherrschen تسلط
vortrag سخنرانی
ich muss 200 wörter auswendig lernen. من را به یاد 200 کلمه توسط قلب.
auswendig lernen حفظ کردن
Na so was! خب پس چه!
ich bin entsetzt. من وحشت زده هستم.
ich bin noch nicht soweit. من هنوز آماده نیست.
so weit , so gut. تا کنون، خیلی خوب است.
soweit ich weiß, geht es ihr gut. تا آنجا که من می دانم، او خوب است.
festgenommen بازداشت
er ist verdächtig او مشکوک است
verdächtig. مشکوک.
verdächtig به طرز مشکوکی
verdacht سوء ظن
ich verdächtige من شک دارم
verleumden تهمت زدن
warum beschuldigst du mich چرا شما مرا سرزنش
beschuldigen متهم
hast du kein schlechtes gewissen. شما عذاب وجدان ندارد.
schlechtesgewissen عذاب وجدان
ich beneide dich. من به شما غبطه می خورم.
schön für dich. خوب برای شما.
beliebt محبوب
nicht umsonst sagt man, dass ohne fleiß keinen preis. نه برای چیزی که آنها می گویند که بدون سعی و کوشش هیچ قیمت.
nicht umsonst sagt man dass ohne fleiß keinen preis. نه برای چیزی که آنها می گویند که بدون سعی و کوشش هیچ قیمت.
umsonst رایگان
Aber was soll das! اما آنچه نقطه است!
sinnvoll مفید
das ist sinnlos این بی معنی است
das war unbemerk که بدون توجه بود
unbemerk بدون توجه
ich habe dich nicht bemerken. من شما را متوجه نشدم.
ich mische mich nicht ein من مداخله نمی کنم
er redet schlecht hinter meinem rücken. او صحبت بد پشت سر من.
klatsch tante. سخن چین.
quatschen پچ پچ
tratschen دری وری گفتن
beschwerden ناراحتی
widerruf لغو
niederschrift رونوشت
Religionszugehörigkeit وابستگی مذهبی
vorhersagen پیش بینی
einzelfall موارد فردی
menschlichen انسانی
Zusatzschutz حفاظت اضافی
Zusatz افزودنی
wirkung اثر
dagegen از سوی دیگر
Arbeitsbereich فضای کاری
überlasten بارگران
der wand دیوار
gesperrten قفل شده
versperrten قفل شده
hinten پشت سر
ragen جلو امده بودن
aufstieg افزایش
in der regel معمولا
gummistollen نشون لاستیک
Abrutschen می لغزد
gegebenenfalls اختیاری
beugen خم
leicht erkennen kann. به راحتی می توانید تشخیص دهد.
verschmutzt کثیف
gelenke مفاصل
funktionstüchtig sein. عملکردی است.
stehleiter نردبان متحرک
ausgetauscht werden. جایگزین شود.
stark abgenutzt شدت فرسوده
rissig ترک خورده
holme und sprossen ریل و پله
تبلیغات Werbung
verwendung استفاده
ereignen sich. رخ می دهد.
führen منجر
schweren جدی
ereignen اتفاق می افتد
Hände دست
Bart ریش
weich نرم
eventuell احتمالا
werkstück قطعه کار
damit پس
schutzhaube گارد
nachzustellen تنظیم مجدد
nötig لازم
befestigungen لوازم جانبی
beschädigungen خسارت
schleifscheibe سنگ زنی چرخ
Vor قبل از
wirksam موثر
unwirksam بی اثر
niemals هرگز
verhindern جلوگیری از
verriegelungs قفل
verriegelungseinrichtungen قفل کردن دستگاه
abdeckvorrichtungen پوشش دستگاه های
bewegten در حال حرکت
naturgemäß به طور طبیعی
besteht وجود دارد
besonders ویژه
Unwissenheit جهل
Unwissen جهل
Hast عجله
übermüdung خستگی
körperliche فیزیکی
bereitschaft آمادگی
risikobereitschaft تمایل به خطر کردن
unvorsichtig بی احتیاط
unvorsichtigkeit بی دقتی
Hauptursachen علل اصلی
vermeidung اجتناب
inhaltsverzeichnis محتویات
vermieden werden اجتناب شود
vermieden اجتناب
beachte توجه داشته باشید
ziel هدف
stets همیشه
folge قسمت
unfähigkeit ناتوانی
fähigkeit توانایی
arbeitsunfähigkeit ناتوانی برای کار
krankenhausaufenthalte بستری شدن در بیمارستان
unfälle حوادث
unzählig بی شماری
unfallursache علت حوادث ناشی از
unfallverhütung پیشگیری از حوادث
urheberrechtsgesetz قانون کپی رایت
absatz بند
weit weg دور
verschwindet von hier. از اینجا دریافت کنید.
verklagen تعقیب قانونی کردن
Kunstwerke آثار هنری
er weißt nicht davon. او در مورد آن نمی دانیم.
eifersüchtig حسود
Durchfall اسهال
anstrengt پرکار
ansprechbar پاسخگو
gesellschaft جامعه
notwendig لازم
unmenschen هیولا
Widerstand مقاومت
Wiederstand مقاومت
verwandschaft بستگان
Angelegenheit موضوع
ich zeige euch an. من به شما نشان می دهد.
ich meine es wirklich ernst. من آن را واقعا به طور جدی.
ernst به طور جدی
du sahst schön aus heute. شما را دیدم زیبا امروز.
der fisch hat angebissen. گاز گرفتن ماهی.
eingeschlafen füßen خواب پا
ich will dich nicht verlieren من نمی خواهم به شما از دست دادن
nichte خواهرزاده
وسواس Besessenheit
raus خارج
mein Beileid تسلیت من
angenehm خوش
angestellt hast. استخدام کرده اند.
schöpfen قرعه کشی
knöpfe دکمه
Regie کارگردان
verzinst علاقه
ich hab nicht beeilt. من عجله نیست.
wisch das ab. پاک کردن است.
drunter درهم
Versöhnung آشتی
fass mich nicht an. به من دست نزنید.
begrüßung خوش آمد
aufgefallen متوجه
enttäuschen نا امید
zugesagt متعهد
machs gut. مواظب خودتان باشيد.
störe ich dich? مزاحم شما شده ام؟
mach doch die augen auf. چرا چشم شما نیست.
gehindert مانع
verstorben ist مرحوم است
einzige تنها
ich mach dir einen Vorschlag. من به شما پیشنهاد می کنیم.
jetzt mich raten اکنون من حدس می زنم
ist das wirklich dein ernst. واقعا جدی است.
zweifle شک
alle wohl nur mehr geld. تمام احتمالا فقط پول است.
das ist deine frechheit. این جسارت است.
frechheit بی شرمی
tradition سنت
nachsichtig بخشنده
kastriert اخته
Künstler هنرمند
schrift فونت
begleiten همراه
verwandtschaft ارتباط
habe ich nicht vorgestellt. من تصور نیست.
machen sie sich keine Sorgen. نگران نباشید.
ich werde abgeholt. من را برداشت.
wenn du möchtest begleitet ich dich. اگر شما می خواهم من به شما همراه باشد.
Zeitvertreib سرگرمی
Vorlauf پیش از کسی رفتن
rücklauf برگشت
ouach katze schowaf ouach گربه schowaf
koch ma mal nieder طبخ کارشناسی ارشد بار پایین
illegal غیر قانونی
geselle کارگر مزدور
erspart موجب صرفه جویی در
weit weg. دور.
Einladung دعوت نامه
Verschwörung توطئه
das gibts doch nicht. نمی نشده است.
Performance کارایی
angenommen به تصویب رسید
selbstverständlich البته
wie soll das ich erklären. چگونه باید توضیح دهد.
demonstration تظاهرات
verklagt شکایت کرد
vorschlagen پیشنهاد
abgelaufen منقضی شده
rand لبه
ausreichend کافی
anbau schrauben پیوست پیچ
schleier حجاب
ersparnis صرفه جویی در
Pasta arrabbiata ماکارونی عصبانی
Sie irren sich. شما در اشتباه هستند.
irren اشتباه باشد
fortsetzen ادامه
erinnerung یادآوری
کارگر ماهر Geselle
abstand فاصله
keil گوه
den appetit holt man sich auswärts,aber gegessen wird zu hause. اشتها را به ارمغان خواهد آورد شما دور, اما خورده است در خانه.
prost به سلامتی
zehen انگشتان پا
keine sorge نگران نباشید
in Ordnung خوب
Abdichtung مهر و موم
ich hab alles was ich will من همه چیز را من می خواهم دارند
verteidigung دفاع
ضرب المثل Sprichwort
sorge نگرانی
panik وحشت
rennen مسابقه
entfernt حذف
Freundschaft دوستی
ehrlich صادق
vorschlag پیشنهاد
pachtverlängerung تجدید اجاره
urkunde گواهی نامه
hexen جادوگران
beneiden حسادت
heile شفا
abhängig وابسته
verschuldet مدیون
wahnsinn دیوانگی
Gegenteil مقابل
juckreiz خارش
idiot ابله
wäre خواهد بود
wetten شرط
Weiden چرا
Weide مرتع
wahn وهم
Vorzimmer اطاق انتظار
Vorerst برای در حال حاضر,
versaut کثیف
verlegen خجالت
verfangen در گرفتن
unempfindlich بی عاطفه
träger حامل
stoffen مصالح
stempeln مهر
speiseröhre مری
riesiger کلان
rauhen خشن
nebeneinander پهلو به پهلو
ich will dich mal aufklären. من می خواهم شما بار روشن.
Hört auf , euch zu streiten. توقف, شما را به استدلال می کنند.
herauskommen بیرون آمدن
heranwachsenden نوجوان
fünf minuten Rittmeister, achtzehn jahre Zahlmeister. پنج دقیقه کاپیتان, هجده سال سررشته دار.
fröhlich شاد
entlang همراه
eingraben فرو بردن
einbahnstraße خیابان یک طرفه
einander یکدیگر
eben تنها
bauernhof مزرعه
auslass پریز
ausbuddeln حفاری تا
aufklären روشن کردن
Anfanges rohr. آغاز لوله.
anerkennend قدردان
adligen نجیب
basteln سرهم بندی کردن
gewarnt هشدار داد
spule سیم پیچ
Nasenbluten خون دماغ
gunsten سود
saldo خالص
kratzen خراش
waagerecht به صورت افقی
senkrechte عمودی
schatten سایه
zurzeit در حال حاضر
deswegen بنابراین
wegen زیرا
beerdigung مراسم تشییع جنازه
bauteil جزء
Ventilator فن
einbau نصب
koch پخت و پز
überspannungsableiter محافظ
blatt ورق
ministerium بخش
گردو Walnut
سود کردن aus Gewinne
حماقت Dummheit
تخصص Spezialität
vorlage تسلیم
kriegen رسیدن
fähigkeiten مهارت
davor قبل از
zuvor قبل از
bis dahin تا آن زمان
den appetit holt man sich auswärts,aber gegessen wird zu hause. اشتها می شود خود دور است، اما در خانه خورده است.
unfasslich غیر قابل درک
was habe ich denn davon? چه در آن است برای من؟
lauschen گوش دادن
unbefristeter نامحدود
fachchinesisch اصطلاحات مخصوص یک صنف
fürchten ترس
ausleihen قرض گرفتن
finster تاریک
stöbern زیر و رو کردن
verhandeln مذاکره
opfer قربانی
ermässigung تخفیف
hypothek وام مسکن
zu verkaufen برای فروش
zu vermieten برای اجاره
künftig آینده
bemühungen تلاش
verweilen. معطل.
aufwachen از خواب بیدار
ändern تغییر
modifizieren تغییر
sich verwandeln تغییر شکل دادن
erschüttert شوکه
ertrinken. غرق شدن.
sich entkleiden عریان کردن
unsicher werden مردد بودن
ich mitmache. من شرکت می کنند.
ich bin beteilige. من از شرکت است.
überlege فکر می کنم در مورد
misstrauisch werden. مشکوک باشد.
ich muss dulden من باید تحمل
vergessenheit فراموشی
losgehen شروع
scheiden طلاق
alt werden پیر شدن
abmagern از دست دادن وزن
wüstling افسار گسیخته
verderben از بین بردن
mindestens haltbar bis: بهترین قبل از:
mindestens haltbar عمر مفید
zanken سر و کله زدن
nichtigkeiten چیزهای بی اهمیت
nichtig خالی
herumstreiten نزاع
اصرار کردن Drängen
التماس Appell
معتاد Addict
مست Betrunken
با سواد Mit Alphabetisierung
بی سواد Analphabetin
سواد Literacy
حسابداری Rechnungswesen
دفتر فنی Technisches Büro
سر کارگر Meister
گشاد Lose
تنگ Enge
جمعیت Population
برداشت Entfernung
دریافت Erhalt
پرداخت Zahlen
اشغال Besatzung
خرسند Glücklich
پریشان Abgelenkt
gelegenheit فرصت
احترام گذاشتن Respect
احترام Respect
gegenteil مقابل
jucken خارش
Jäger شکارچی
schnarchen خروپف
معروف Berühmt
تو مثل خروس آواز می خوانی. Sie singen wie Hähne.
تحمل کردن Standhalten
تجملات Luxus
einkommen درآمد
ثروت Fülle
einnahmen درآمد
verknüpfen پیوند
auffassen تفسیر
fällt nicht um. سقوط نمی کند به.
Verlust از دست دادن
مداوم Kontinuierliche
مدام unablässig
راهنمایی کردن leiten
انتشار Veröffentlichung
اسارت Gefangenschaft
kurzsichtig نزدیک بین
kontur رئوس مطالب
flut سیل
ebbe فروکش
die gezeiten جزر و مد
bestand موجودی
Grundriss طرح اساسی
مجسمه Statue
stabil پایدار
wirksamkeit اثر
preiswert ارزان
scharf به شدت
weitsichtig عاقبت اندیش
منطقی Logisch
مفید Hilfreich
موثر Effektive
بی اثر Unwirksam
بی ثبات Instabil
بی ارزش Wertlos
خواننده Leser
نویسنده Autor
angerichtet به شکل دراورده شده
polardiagramm نمودار قطبی
ausgehen بیرون رفتن
darstelle انجام
abgibt منتشر شده در
zugeführter عرضه
auffallendes قابل توجه
kinoleinwand صفحه نمایش فیلم
lichtausbeute بهره وری نور
sonst در غیر این صورت
sondern اما
abgestrahlt تابش
wert با ارزش
wett شرط
abstrahlungsrichtung جهت تابش
Fläche منطقه
einheit واحد
hervorgerufen باعث
überhaupt nicht. نه در همه.
abstützung پشتیبانی
erhalt دریافت
zahlbar قابل پرداخت
abzug کسر
عمدا Absichtlich
gemeinsam با هم
Anfrage پرس و جو
hinzufügen اضافه کردن
fröhlich چرخ و فلک
بیهوش Bewusstlos
KONSUMKLIMA مصرف کننده
Freischaltcode کلید ثبت نام
auf eine günstige Gelegenheit warten در انتظار فرصت
bedienhebel اهرم عامل
einspeisung ذخیره
rüstig با هوش
zugelassen مجاز
freien رایگان
holzhäuser خانه های چوبی
natrium سدیم
diskrete گسسته
عروسک Puppe
anzeigen نمایش
verbrauch مصرف
PLZ کد پستی
امروز باید بروم دکتر. Heute sollte zum Arzt gehen.
messlöffel قاشق اندازه گیری
verbrecher جنایی
nämlich یعنی
ernährung تغذیه
solo تک
vorschlagen نشان می دهد
jubiläum سالگرد
allerdings گرچه
entweder یا
luftdüse نازل هوا
armaturenbrett داشبورد
warnblink خطر چراغ هشدار دهنده
warnblinkanlage خطر چراغ هشدار دهنده
verriegelung قفل
zentralverriegelung قفل مرکزی
belüftung تهویه
frontscheibe شیشه جلو اتومبیل
blinker فلاشر
durchlaufen عبور کردن
bedienelemente کنترل
höhen und tiefen بالا و پایین ها
zigarettenanzünder فندک سیگار
kartenlesegerät کارت خوان
handschuhfach جعبه داشبورد
einstelle تنظیم
leerlaufdrehen روشن بیکار
drehzahl تعداد چرخش
fahrstils سبک رانندگی
durchschnittsgeschwindigkeit سرعت متوسط
voraussichtliche reichweit محدوده مورد انتظار
wartung نگهداری
ungeduldig بی تاب
benimm رفتار کردن
ich bin jetzt auf der jagt. من در حال حاضر در شکار است.
einzulassen تعامل
diskret پراکنده
ähnlich مشابه
selektivität حسن انتخاب
gefährdet در معرض خطر
fordere اصرار
geheimnis مرموز
fachausdrücke اصطلاحات فنی
besprechen بحث در مورد
redakteur ویرایشگر
sehr geehrte عزیز
exakt دقیقا
unternehme مشاغل
rausgeschmissen wird اخراج است
geklaut سرقت رفته
Anschrift آدرس
ist noch was چیز دیگری است
störe ich مزاحم شما شده ام؟
دارچین Zimmet
Toleranz تحمل
او به من احتیاج دارد Er braucht mich
خبرنگار Reporterin
wüste بیابان
روانشناس Psychologist
من نمی فهمم چرا اینطوریه Ich verstehe nicht, warum ist es so
unbedingt لزوما
gesehnt آرزو داشت
روکش دندان Crowns
bischof اسقف
zwerg کوتوله
bestehendem موجود
penner قلمدان
hat geschlafen خواب
Zerstörung ویرانی
bereich منطقه
situationen شرایط
beschädigung خسارت
bestätigung تایید
beanspruchung استرس
unter تحت
überwachung نظارت
nennspannun ولتاژ امتیاز
bestehen وجود
anstoßen با ارنج زدن
erfolg موفقیت
abreisen ترک
du hast nerven. شما عصبی هستید.
überhaupt در همه
großartig بزرگ
abmachung توافق
wahrscheinlich احتمالا
kläglich رقت انگیز
nachgedacht تفکر
Bürgermeister شهردار
unverzeihlich به نحوی غیرقابل بخشش
überreden متقاعد کردن
beschwert شکایت
gelinde با ملایمت
lehnwort وام واژه
zulassen اجازه
eigentum خاصیت
Beitrag سهم
schlamm لجن
anzeichnen علامت گذاری به عنوان
selbs behalt ذخایر selbs
vergewaltigt مورد تجاوز قرار گرفته
vergewaltigung تجاوز جنسی
geldfächer فن پول
verschwendet به هدر رفته
bzw. یا
anstalt موسسه
absicht قصد
absichtlich عمدا
fähigkeiten مهارت های
unterlagen اسناد
zuständig مسئول
faustregel قاعده کلی
atemzentrum مرکز تنفسی
rasch erfolgen سریع باشد
unverzüglich فورا
ohne hast بدون عجله
zielstrebig مشخص
vorgang روند
rettungsvorgang روند بهبود
leisten انجام
meldepflicht گزارش تعهد
geschehen اتفاق می افتد
richtet sich کارگردانی
verhältnissen نسبت
Haushaltsgeräte لوازم
zugänglich در دسترس
darstellung نمایندگی
dokumentation مستندات
dienen خدمت
räumliche lage موقعیت فضایی
beschreibungen توضیحات
mehrpolig چند قطبی
erreich رسیدن
respektive بترتیب
astronaut فضانورد
ziemlich بسیار
zerstören از بین بردن
wellenstrahlung تابش موج
zwar در واقع
glasprisma منشور شیشه ای
abgelenkt پریشان
zerlegt برچیده
gebiet منطقه
empfunden احساس
spektralen طیفی
hellempfindlichkeit حساسیت به نور
menschlich انسانی
ursprung منشاء
tatsache واقعیت
Lichtquelle منبع نور
abgegebene تحویل
auftrifft حادثه
obiger در بالا
darstellt نشان دهنده
schrägen مورب
gilt اعمال
senkrecht عمود
schräg مورب
leuchtdichte درخشندگی
blamier رسوا خودتان
gebrochen شکسته
ersetzen جایگزین کردن
steige صعود
erwartungen انتظارات
lumpen کهنه
verschwinden ناپدید می شوند
macke تغییر ناگهانی
situation وضعیت
braut عروس
west غرب
streik aus اعتصاب
steig aus خارج
tätigkeit فعالیت
حسود Neidisch
wie kommst du darauf چه چیزی باعث شما فکر می کنم
du bist dran نوبت شما
wortschatz واژگان

 

آموزش افعال آلمانی – Deutsch Persisch Verben

 

در این دوره شما افعال آلمانی را می آموزید

آموزش افعال آلمانی به ساده ترین شکل در این آموزش گنجانده شده

جهت دیدن آموزش افعال آلمانی لطفا اینجا کلیک کنید

 

زبان آموزان عزیز باید توجه داشته باشند که زبان آلمانی را باید به صورت نوشتاری – شنیداری – صحبت کردن و تمام جنبه های زبان آلمانی را آموخت که در این وبسایت شما ویدیو ها و نکات گفتاری و نوشتاری همچنین آموزش لغات آلمانی و جملات آلمانی و افعال آلمانی گنجانده شده است را میتوانید به صورت رایگان و بدون عضویت استفاده کنید

پیروز و سربلند باشید

آموزش ویدیویی لغات آلمانی – طبیعت – Deutsch Persisch Wörter

در این دوره شما از طریق فیلم زبان آلمانی را می آموزید

آموزش لغات آلمانی به ساده ترین شکل در این ویدیوها گنجانده شده

جهت دیدن ویدیوهای آموزش لغات آلمانی مربوط به طبیعت لطفا اینجا کلیک کنید

آموزش زبان آلمانی